نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است

تا نپنداری که کار عاشقی باد هوا است

کی تواند هر کسی رفتن طریق عشق را

ز انکه هم در منزل اول فنا اندر فنا است

بی ملامت پای در کوی غمش نتوان نهاد

رهروی کو بی ملامت می رود آیا کجا است

عشق می ‌ورزی نخست از سر برون کن خواجگی

شاه اگر در کوی عشق آید در این صورت گدا است

نعمت الله از سر صدق و صفا در نه قدم

ره روی کاینجا به عشق آید صفا اندر صفا است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و چالش‌های آن می‌پردازد. او می‌گوید که عشق مانند میدان بلایی است که هر کسی نمی‌تواند از عهده‌ی آن برآید و مسیر عشق با مشکلاتی همراه است. عاشق واقعی باید بدون ملامت و با صداقت در این راه قدم بگذارد. در اینجا، شاه و گدا به هم پیوند می‌خورند و در کوی عشق هیچ‌کس بالاتر از دیگری نیست. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در عشق، صفا و صداقت است که راه را روشن می‌کند.