نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بندهٔ سید سرمستانیم

همه عالم به جوی نستانیم

نقطه ای در الفی می یابیم

در کتبخانه کتب می خوانیم

باطنا گنج فراوان داریم

ظاهراً گرچه بسی ویرانیم

دُرد دردش به دوا می جوئیم

دردمندانه پی درمانیم

از در شاه گدائی کردیم

لاجرم در دو جهان سلطانیم

آنکه گویند و همانش خوانند

گر تو آن می طلبی ما آنیم

نعمت الله به همه بنمودیم

سر پیدا و نهان می دانیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر ایرانی به بیان حال و مقام عرفانی و درونی خود می‌پردازد. او خود را سید سرمستان می‌نامد و اشاره دارد که در میان تمام جهان از جوی نستان نمی­ گذرند. با اینکه به ظاهر ویران و بی‌سر و سامانند، در باطن گنجینه‌های فراوانی دارند. شاعر دردهای خود را می‌شناسد و برای درمان آنها تلاش می‌کند. او به درگاه خداوند (شاه) درخواست مدد کرده و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که با ورود به این عرصه، در دو جهان سطان و سرآمد است. در انتها تاکید می‌کند که نعمت خداوند را در همه جا می‌بیند و به حقیقتی عمیق در درون خود آگاه است.