نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

به سر خواجه که ما مستانیم

غیر می هر چه دهی نستانیم

داستان همه عالم مائیم

دست ما گیر کز آن دستانیم

در خرابات مغان مست وخراب

ساقی مجلس سر مستانیم

دل و دلدار خودیم و می و جام

جان و جانانه و این وآنیم

مطرب خوش نفس عشاقیم

عاشقانه غزلی می خوانیم

حالت ما دگر و ما دگریم

خدمتش زاهد و ما رندانیم

نعمت الله نهاده خوانی

قدمی نه که همه مهمانیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و هوای مستانه و عاشقانه شاعر است. او به ساقی (کسی که شراب می‌ریزد) اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها شراب را می‌طلبند و چیز دیگری نمی‌خواهند. شاعر خود را جزئی از داستان کل عالم می‌داند و در خرابات (محل بزم و خوش‌گذرانی) مست و خراب است. او به عشق و دلدار اشاره می‌کند و خود را در حالتی خاص و متفاوت می‌یابد. در نهایت، شاعر با زبان پر از محبت و شادی می‌گوید که در این مهمانی همه مهمان‌اند و نعمت الهی را جشن می‌گیرند.