نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما ساقی سرمست خرابات جهانیم

سلطان سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

ما آب حیاتیم که از جوی وجودیم

ما گوهر روحیم که در جسم روانیم

جامیم و شرابیم به معنی و به صورت

گنجیم و طلسمیم و هویدا و نهانیم

این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیم

هر چیز که ما طالب آنیم همانیم

گرچه نگرانند به ما خلق جهانی

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

بی زهد توانیم که عمری به سر آریم

بی جام می عشق زمانی نتوانیم

آوازه درافتاد که ما مست خرابیم

والله به سر سید عالم که چنانیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت سرمستی و عشق به معشوق پرداخته است. شاعر خود را به عنوان ساقی و آنگاه به میخانه و آب حیات تشبیه می‌کند. او به این نکته اشاره دارد که وجود و روح انسان در واقع همانند جوهر و روحی هستند که در جسم جاری‌اند. همچنین به تضاد زهد و حالت مستی عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که بدون عشق نمی‌تواند زندگی کند. در نهایت، شاعر خود و همراهانش را افرادی مست و سرخوش معرفی می‌کند که در جستجوی معشوق و معانی عمیق زندگی هستند.