نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

در حبس صورتیم و چنین شاد و خرّمیم

بنگر که در سراچهٔ معنی چه‌ها کنیم

رندان لاابالی و مستان سرخوشیم

هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم؟

موج محیط و گوهر دریای عزتیم

ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم؟

از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام

تا سیّدانه روی دلت با خدا کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به دنیای عشق و خوشی اشاره می‌کند و می‌گوید که می‌توانیم با نادیده گرفتن مشکلات و دردها، به شادی و لذت بپردازیم. او به شادی رندان و مستان اشاره می‌کند و این سؤال را مطرح می‌کند که چرا باید به مسائل و محدودیت‌ها توجه کنیم وقتی می‌توانیم از زیبایی‌های زندگی بهره‌مند شویم. شاعر دعوت می‌کند که به جمع عاشقان بپیوندیم تا به نزدیکی با خدا برسیم. در واقع، این شعر به آزادگی، خوشی و ارتباط با معانی عمیق زندگی اشاره دارد.