نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم

اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم

هستیم بی نیاز و فقیریم از همه

این از کمال ماست که محتاج عالمیم

جام جهان نما که به ما نور خود نمود

گفتا ببین که آینهٔ اسم اعظمیم

ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد

پیوسته ایم بر هم و پیوسته با همیم

با جام می مدام چو رندان باده نوش

لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم

هر چند افصحیم در اوصاف او ولی

در کنه ذات عاجز و حیران و اَبکمیم

ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است

نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به مفهوم ارتباط انسان با خدا و جایگاه او در عالم هستی می‌پردازند. شاعر بیان می‌کند که هرچند ما از نظر جسمانی فرزندان آدم هستیم، اما از نظر روحی به دنیای پاک و الهی وابسته‌ایم. ما بی‌نیاز و در عین حال فقیر از همه چیز هستیم، زیرا کمال ما در نیاز به الهیات است. جام جهان‌نما نماد آگاهی و تجلی حقیقت است و ما به واسطه آن به شناخت خداوند نزدیک می‌شویم. در عمیق‌ترین معنا، ما همیشه با یکدیگر و با خدا مرتبط هستیم. ما در توصیف خداوند توانایی داریم، اما در درک حقیقت او ناتوانیم. در نهایت، ما بندگان خداییم و او را به عنوان بزرگترین نعمت می‌شناسیم، که موجب احترام ما در نزد خدا و مخلوقات می‌شود.