نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ما گدایان حضرت شاهیم

پرده داران خاص اللهیم

باده نوشان مجلس عشقیم

ره نشینان خاک این راهیم

گرچه از خود خبر نمی‌داریم

به خدا کز خدای آگاهیم

در ضمیر منیر دل مهریم

بر سپهر وجود جان ماهیم

گاه در مصر تن عزیز خودیم

که چو یوسف فتاده در چاهیم

کام دل در کنار جان داریم

ایمن از آرزوی دلخواهیم

بندهٔ ذاکران توحیدیم

سید ملک نعمت اللهیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و باورهای عمیق شاعر درباره عشق و کمال می‌پردازد. شاعر خود را گدایان شاه و پرده‌داران خاص خداوند معرفی می‌کند و اشاره می‌کند که به رغم بی‌خبری از خود، از حقیقت و خداوند آگاه‌اند. آن‌ها در مسیر عشق و حقیقت گام برمی‌دارند و در عین حال در دنیای مادی گرفتارند؛ اما دلشان در جوار عشق و امید است و از آرزوهای دلخواه خود ایمن هستند. در نهایت، شاعر خود را بنده‌ی ذاکران توحید و جزئی از نعمت‌های الهی می‌داند.