نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

ما گوهر بحر لایزالیم

ما پرتو نور ذوالجلالیم

گه نقش خیال یار داریم

گه آینه ایم و گه جمالیم

مائیم مثال خط وحدت

ما عین مثال بی مثالیم

خورشید سپهر جم و جانیم

گاهی قمریم و گه هلالیم

هم سیر کنان به کوی هجریم

هم ساکن خلوت وصالیم

ما تشنهٔ آن لب حیاتیم

وین طرفه که غرقهٔ زلالیم

با نقش خیال روی سید

ایمن ز خیال هر خیالیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف خود و جایگاه انسانی می‌پردازد که همزمان با صفات عالی و روحانی مرتبط است. او خود را به عنوان جواهری در دریای بی‌پایان، نور خدایی، و نماد زیبایی و عشق توصیف می‌کند. همچنین به وحدت و یگانگی اشاره می‌کند و به دوگانگی وجود انسان که گاهی به صورت روشن و گاهی به صورت سایه یا تصویر تجلی می‌کند، اشاره دارد. شاعر همچنین بر تشنگی انسان به زندگی و حقیقت تأکید می‌کند و خود را از زلالی و پاکی احساسات دور نمی‌سازد. در نهایت، او با اشاره به خیال و زیبایی به امنیت و آرامش ناشی از آن اشاره می‌کند.