نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

ما عاشق چشم مست عشقیم

سرمست می الست عشقیم

سودا زدگان باده نوشیم

شوریده و می پرست عشقیم

گلدستهٔ باغ لایزالیم

پیوسته چو گل به دست عشقیم

از هستی خویش نیست گشتیم

هستیم چنانکه مست عشقیم

در خلوت خانهٔ خرابات

رندانه حریف مست عشقیم

مائیم که ماهی محیطیم

افتاده به دام شست عشقیم

گه سید و گاه بنده باشیم

گه عالی و گاه پست عشقیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و شورانگیز نسبت به معشوق است. شاعر از حالت‌های مختلفی همچون مستی، سرمستی و جنون به خاطر عشق سخن می‌گوید. او خود را به‌عنوان گلی در باغ عشق توصیف می‌کند و می‌گوید که در عالم عشق دیگر به هستی خود اهمیت نمی‌دهد. در خلوات و بین دوستان، شاعر بیانگر تنوع موقعیت‌هایش است که گاهی سید (آزاد) و گاهی بنده (مقید) عشق است. در کل، شعر تجلی عشق ناب و بی‌پیرایه‌ای است که هر چه بر آن می‌گذرد، انسان را در دنیای دیگری غرق می‌کند.