غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام
بندهٔ او بر در او عزتی دارد تمام
رند سرمستی که او فرمان ساقی می برد
بند فرمانست از آن رو طاعتی دارد تمام
گر عزیزی را به عمر خویش دردسر کرد
چون ندارد درد عشقش زحمتی دارد تمام
خاک پایش هر که همچون تاج بر سر می نهد
پادشاهی می نماید دولتی دارد تمام
خرقه پوشی را که او از وصل داده وصله ای
در میان خرقه پوشان خلعتی دارد تمام
همت عالی ما با غیر اومیلی نکرد
شاید ار گوئی فلانی همتی دارد تمام
نعمت الله از خدا می جو که آن خوش نعمتی است
هر که دارد نعمت الله نعمتی دارد تمام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش خدام و دوستداران خداوند و عشق الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که هر کسی که به خدمت و محبت خدا مشغول است، دارای حرمت و عزت ویژهای است. او به اهمیت عشق و ارادت به خدا اشاره میکند و میگوید حتی اگر فردی دچار زحمت باشد، باز هم عشق به خداوند او را ارزشمند میکند. هر که خاک پای خدا را بر سر نهد، به نوعی پادشاهی میکند. همچنین، اشاره به جایگاه ویژهای دارد که کسانی که در راه خدا حرکت میکنند، از آن برخوردارند. در نهایت، شاعر به نعمتهای الهی و ارزش آنها نیز اشاره میکند و تأکید میکند که کسی که نعمت خدا را دارد، دارای نعمتهای کامل و تمام است.