غزل شمارهٔ ۱۲۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
جامیست پر آب و عین آب است
وین جام شراب ما حباب است
موج است حجاب ما در این بحر
یا آب که آب را حجاب است
مستیم مدام در خرابات
هم صحبت ما چو ما خراب است
هر حرف از این کتاب جامع
مجموعهٔ جملهٔ کتاب است
نقشی که خیال غیر بندد
در دیدهٔ ما خیال خواب است
از غیر مجو تو آبروئی
زیرا که شراب او سراب است
دیدیم به نور نعمتالله
آن ماه که نورش آفتاب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به توصیف حالتی عرفانی و نوشیدن شراب اشاره دارند. شاعر ابتدا از جامی پرآب صحبت میکند که خود نماد آبی است که در آن حباب وجود دارد. این حبابها نماد موانع و حجابهایی هستند که در برابر درک حقیقت وجود دارند. شاعر بیان میکند که ما همواره در حال مستی و در خرابات هستیم و صحبتهای ما نیز در همین حال نابودگی است. کتاب اشاره شده، به معنای مجموعهای از آموزهها و داناییهاست که هر یک از حرفهای آن، بخشی از کل حقیقت را تشریح میکند. خیالهایی که ممکن است غیر واقعی یا موقت باشند، در واقع نشاندهنده خواب و توهم هستند. شاعر به ما توصیه میکند که از غیر خود آبرو نجوییم، زیرا آنچه به دنبال آن هستیم در واقع سرابی بیش نیست. در نهایت، با اشاره به نور نعمت الهی، شاعر به حقیقتی اشاره میکند که همچون ماهی است که نورش مانند آفتاب میدرخشد.