نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۳۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من

او ناظر و منظور است ای نور دو چشم من

در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه

هم جنت و هم حور است ای نور دو چشم من

بر دار فنا رفتن سردار بقا بودن

آن منصب منصور است ای نور دو چشم من

آن دلبر هر جائی از غایت پیدائی

گویند که مستور است ای نور دو چشم من

شخصی که خیال غیر در خاطر او گنجد

از مذهب ما دور است ای نور دو چشم من

گر منکر میخواران انکار کند ما را

بگذار که معذور است ای نور دو چشم من

رندی که به سرمستی سر حلقهٔ مستان است

آن سید مشهور است ای نور دو چشم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف محبوب و معشوقی پرداخته‌اند که در نظر گوینده به عنوان نور دو چشم اوست. او بر تمامی زیبایی‌ها و نعمت‌ها ناظر است و در خلوتش، میخیانه‌ای با شکوه به تصویر کشیده می‌شود. شاعر به صفات او، مانند مقام و جایگاه والای معنوی و زیبایی بی‌نظیرش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق به او، انسان را از درک دنیا و غیر او دور می‌کند. همچنین، شاعر از افرادی که مقام او را انکار می‌کنند، سخن می‌گوید و می‌پذیرد که آن‌ها به نوعی معذورند. در نهایت، اشاره به رندانی که در سرمستی و خوشگذرانی معروف هستند، نشان‌دهنده مقام بالای معشوق در دل مستان است.