غزل شمارهٔ ۱۲۴۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق در آن و این توان دیدن
بر یسار و یمین توان دیدن
آن چنان آفتاب روشن رای
در رخ شمس دین توان دیدن
ماه اگر چه بر آسمان باشد
نور او در زمین توان دیدن
عاشقانه اگر طلبکاری
آن چنان این چنین توان دیدن
گر امین خدا چو من باشی
جبرئیل امین توان دیدن
با سلیمان اگر حریف شوی
خاتمش با نگین توان دیدن
نعمت الله را اگر یابی
دلبر نازنین توان دیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و توانایی دیدن زیباییها و نعمتهای الهی در زندگی است. شاعر به تصویر کشیدن عشق و روشناییهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند نور و زیبایی را در هر جا ببیند، خواه در آسمان یا در زمین. همچنین به ارتباط با خدا و پیامبران اشاره میکند و از نعمتهای الهی و دلبر نازنین صحبت میکند که در دل عاشق نمایان میشوند. در کل، شعر تأکید دارد بر اهمیت عشق و دیدن زیباییهای خداوند در زندگی.