غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نور او در دیدهٔ بینا ببین
آن یکی در هر یکی پیدا ببین
آبی از جام حبابی نوش کن
عین ما را هم به عین ما ببین
ای که می گوئی که آنجا بینمش
دیده را بگشا بیا اینجا ببین
بر لب دریاچه می گردی مدام
غرقهٔ دریا شو و دریا ببین
آینه گر صد ببینی ور هزار
در همه یکتای بی همتا ببین
در سرم سودای زلف او فتاد
حال این سودائی شیدا ببین
نعمت الله را اگر خواهی بیا
در خرابات مغان ما را ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و رازهای وجودی اشاره میکند. او از بیننده میخواهد که از دنیای ظاهری فراتر برود و حقیقت را در وجود خود و دیگران مشاهده کند. با اشاره به طبیعت، دریا و آینه، به ما یادآوری میکند که حقیقت یکسان و یکتاست و ما باید آن را در درون خود و اطرافمان جستجو کنیم. همچنین، عشق و شیدایی برای زیبایی معشوقه نیز در شعر به تصویر کشیده شده است. نهایتاً، شاعر از خواننده دعوت میکند تا به مکانهایی که در آنجا حقیقت را میتوان دید، سفر کند.