نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۵۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در جام جهان نما جهان بین

در آینه عین ما روان بین

جامی به کف آر عارفانه

معشوقهٔ جمله عاشقان بین

بر دیدهٔ ما نشین زمانی

نور بصر محققان بین

از دیدهٔ مردم ار نهانست

پیداست به چشم ما عیان بین

گوئی فردا ببینم او را

فردا امروز و این زمان بین

بگذر ز نشان و نام هستی

در عالم نیستی نشان بین

شادی روان نعمت الله

می نوش و حیات جاودان بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تجربیات عرفانی و دیدگاه عارفانه می‌پردازد. شاعر از "جام جهان نما" و آینه‌ای سخن می‌گوید که حقیقت را به نمایش می‌گذارد. او از عارفان می‌خواهد که معشوق را در میان عاشقان ببینند و به انتظار دیدن او بنشینند. شاعر به معنای عمیق وجود و ناپایداری دنیا اشاره می‌کند و دعوت می‌کند تا از واقعیت‌های ظاهری فراتر رفته و به عمق وجودی و عدم توجه به ظواهر بپردازند. در پایان، او به شادی و نعمت الهی اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد که از زندگی لذت ببرد و به حیات ابدی توجه کند.