غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چشم بگشا و جمال او ببین
نور روی او به او نیکو ببین
جام می با یکدگر خوش نوش کن
صورت و معنی این هر دو ببین
جام ما باشد حباب و آب می
سو به سو گردد روان هر سو ببین
صدهزار آئینه دارد یار من
در همه آئینه او یک رو ببین
دامن دلق دو توئی پاره کن
یوسف و پیراهن یک تو ببین
روی او بینم به نور روی او
من چنین می بینم او را تو ببین
سیدم آئینهٔ گیتی نماست
هرچه می خواهی به نور او ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود خواسته است که چراغ دلش را روشن کند تا جمال و زیبایی او را ببیند. شاعر از شراب نیز به عنوان نمادی از خوشی و زیبایی یاد میکند و تأکید دارد که باید روح و معنای عمیق این زیباییها را درک کرد. او به وجود آیینههایی که تصویر معشوق را نشان میدهند اشاره میکند و به این نکته میپردازد که در هر آیینه، فقط یک چهره (چهره معشوق) دیده میشود. شاعر از معشوق میخواهد که حجابهای خود را کنار بزند تا زیبایی واقعیاش نمایان شود و در نهایت، او را به عنوان آینهای برای نشان دادن زیباییهای جهان معرفی میکند.