غزل شمارهٔ ۱۲۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
جامیم و شراب این عجب بین
مستیم و خراب این عجب بین
این طرفه که هم مئیم و هم جام
هم آب و حباب این عجب بین
در صورت موج و جو و دریا
مائیم حجاب این عجب بین
ما تشنه لبیم و آب جوئیم
با چشم پر آب این عجب بین
ما نقش خیال خوش بینیم
رفتیم به خواب این عجب بین
جان است نقاب روی جانان
بردار نقاب این عجب بین
دیدیم وجود نعمت الله
چون جام شراب این عجب بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف حالتی میپردازد که در آن هم به مستی و شادی میرسد و هم به احساس تخدیر و خرابی. او به تضادهایی اشاره میکند که در زندگی وجود دارد، مثل همزمانی می و جام، آب و حباب. شاعر به نوعی در جستجوی حقیقت و معناست و با اشاره به آب و چشم پرآب، نشان میدهد که در پی جستجوی روح یا معنا در زندگی است. همچنین، او به خواب رفتن و نقش خیال اشاره میکند و در نهایت به زیبایی و نعمتهای الهی مانند شراب میپردازد، که نشاندهنده ارتباط عمیق او با معنویات و زیباییهای وجود دارد.