غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هرچه بینی به نور او می بین
بلکه او را به او نکو می بین
نظری کن در آینه بنگر
خود و معشوق روبرو می بین
زلف محبوب را به دست آور
زلف بگشا و مو به مو می بین
خوش درین بحر ما در آ با ما
آب می جو و سو به سو می بین
یکی اندر یکی ، یکی باشد
گرتو احول شدی به دو می بین
در خرابات عشق مستانه
جام می نوش و هم سبو می بین
غیر او نیست سید و بنده
سید و بنده را به او می بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی بیانگر تأمل در عشق و وجود الهی است. شاعر میگوید هر آنچه را که میبینی، در حقیقت از نور اوست و او را در زیباییها و آینهها میتوان دید. عشق و محبت باید از نزدیک لمس شود و با دقت به جزئیات آن توجه کرد. اشاره به زلف محبوب نیز به معنای زیباییهای عشق است که باید کشف شود. در دل خرابات عشق، لذت و سرمستی از نوشیدن جام، بیانگر شادی در عشق است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که جز او، هیچ نبوده و همه چیز به او وابسته است.