غزل شمارهٔ ۱۲۵۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آن چنان حضرتی چنین می بین
چشم بگشا همان همین می بین
جام و می را به همدگر دریاب
نظری کن به آن و این می بین
ذره و آفتاب در نظر است
تیز می بین و خرده بین می بین
جام گیتی نما به دست آور
روبرو یار همنشین می بین
حسن او را نگر به دیدهٔ او
نور آن روی نازنین می بین
نور چشم است و دیدهٔ روشن از او
دیده و نور را قرین می بین
نعمت الله امین حضرت اوست
آن امانت نگر امین می بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حقیقت الهی و تجلیات آن میپردازد. او به بیننده میگوید که باید با دقت و روشنبینی به اطراف خود نگاه کند و زیباییهای وجود را درک کند. شاعر به زیباییها و نورهای الهی اشاره میکند که در هر ذرهای وجود دارد و این زیباییها در حقیقت وجود و در دل یار نمایان است. همچنین، او تأکید میکند که نعمتها و امانتهای الهی در جمع وجود دارند و انسان باید به این حقایق توجه کند.