غزل شمارهٔ ۱۲۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ذوق ما داری بیا با ما نشین
عاشقانه خوش درین دریا نشین
چست برخیز از سر هر دو جهان
بر در یکتای بی همتا نشین
چشم ما روشن به نور روی اوست
خوش بیا بر دیدهٔ بینا نشین
سر بنه در پای خم رندانه وار
در خرابات فنا بالا نشین
گرد نقطه مدتی کردی طواف
دایره گر شد تمام از پانشین
گر نیابی همدمی و محرمی
همنشین خود شود تنها نشین
مجلس عشق است و ما مست و خراب
نعمت الله بایدت با ما نشین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به عشق و دوستی است، شاعر از مخاطب میخواهد که به جمع عاشقان بپیوندد و در فضای عشق نشیند. او تأکید میکند که باید از دنیا فارغ شوند و به یکدیگر نزدیک شوند. در این مجلس عشق که پر از شادی و مستی است، یکتایی و نور الهی محوریت دارد. شاعر همچنین به تنهایی و عدم وجود رفیق اعتراف میکند و بر اهمیت همنشینی و دوستی تأکید میکند.