غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر در می فروش خوش بنشین
جام می را بنوش خوش بنشین
پرده را ز خویشتن مدران
سِر خود را بپوش خوش بنشین
این نصیحت نکوست یادش دار
حلقه ای کن به گوش خوش بنشین
درد اگر هست خوش خوشی می جوش
ور تو صافی مجوش خوش بنشین
از سر کاینات خوش برخیز
تا بیائی به هوش خوش بنشین
در سمرقند اگر نیابی یار
خوش برو تا بلوش خوش بنشین
در خرابات نعمت الله را
گر بیابی به گوش خوش بنشین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت لذت بردن از زندگی و خوشی در حال حاضر اشاره میکند. او از شنونده میخواهد که به جای نگرانی و تفکر بیش از حد، در کنار دوستان بنشیند و از لحظهها بهره ببرد. همچنین، از او میخواهد که دردها و مشکلات را کنار گذاشته و به شادی و خوشی بپردازد. در نهایت، به این نکته تأکید میکند که حتی اگر در جایی کسی را نیابد، بهتر است به زندگی و خوشی ادامه دهد.