نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جامی ز حباب پر ز آب است

آب است که صورتاً حباب است

در ظاهر و باطنش نظر کن

دریاب حجاب آب ، آب است

آن جام جهان نمای اول

یک عین و صفات بی‌حساب است

بی جود وجود چیست عالم

گوئی سر آب نه ، سراب است

ماهی که تو را به شب نماید

خورشید بُود که در نقاب است

نقشی که خیال غیر بندد

بگذار که آن خیال خواب است

گر پرسندت که چیست توحید

خاموشی تو ، تو را جواب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وجود و باطن حقیقت می‌پردازد. شاعر به صورت حبابی از آب اشاره می‌کند که در واقع آب است و نماد بستری از واقعیت و حقیقت پنهان در پس ظاهر است. او با اشاره به «جام جهان نما» به صفات بی‌نهایت خداوند و وجود اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که وجود بدون بخشش و رحمت چه معنایی دارد. در ادامه، با تشبیه ماهی به خورشید و اشاره به خیالی که انسان را به غیر از حقیقت متوجه می‌کند، یادآور می‌شود که آنچه در ذهن می‌گذرد، ممکن است رویا باشد. و در نهایت، توضیح می‌دهد که اگر درباره توحید سؤال شود، سکوت انسان بهترین جواب است. در کل، شعر به تمایز بین ظاهر و باطن و ماهیت حقیقت و وجود می‌پردازد.