نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خانهٔ دل سرای جانان من است

خلوت خاص حضرت جان است

بزم عشق است مجلس جانم

ساقیش بندگی جانان است

عشق سر‌مست توبه ‌ام بشکست

بی‌گناهم مرا چه تاوان است

دُرد دردش مدام می‌نوشم

ذوق مستی جانم از آن است

سخنی خوش به ذوق می‌گویم

قصه‌ام داستان مستان است

رندم و ساکن خراباتم

زانکه این گوشه وقف رندان است

نالهٔ عاشقانهٔ سید

بلبل مست گلشن جان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره خانه‌ای است که محلی برای عشق و نزدیکی به معشوق محسوب می‌شود. شاعر در اینجا خود را در محیطی آرام و خاص معرفی می‌کند که مخصوص عاشقان است. او از عشق و مستی ناشی از آن صحبت می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر اشتباهاتی کرده باشد، عشق او را از این مشکلات رها می‌کند. کارهایش به نوعی به ارتباط عمیق با معشوق مربوط می‌شود و او خود را بخشی از دنیای رندان و عاشقان می‌داند. در نهایت، شادی و درد را در عشق تجربه می‌کند و به صدای ناله و خواسته‌های عاشقانه خود اشاره می‌کند.