غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
و گر خواهی حضوری خوش در آ در خلوت رندان
تو را از خدمت زاهد به عمری کار نگشاید
هزاران کار بگشاید دمی از خدمت رندان
طلب کن رند سرمستی که تا ذوق خوشی یابی
دمی با جام همدم شو که یابی لذت رندان
خراباتست و مارمست و ساقی جام می بر دست
چه خوشحالی که من دارم مدام از صحبت رندان
مگو در بزم سرمستان حدیث دنیی وعقبی
به آنها کی فرود آید زمام همت رندان
نعیم نعمت رندی مجو از جنت رندان
بیا از نعمت الله جو نعیم نعمت رندان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذت بردن از زندگی و خوشیهای دنیا صحبت میکند. شاعر به اهمیت معاشرت با رندان (افراد آزاداندیش و عیشطلب) اشاره میکند و میگوید که حضور در کنار آنان میتواند شادی و خوشی بیشتری به ارمغان آورد. او تأکید میکند که زاهدان (نیکوکاران سختگیر) نمیتوانند در زندگی شخص را بهاندازه رندان خوشحال کنند. در نهایت، شاعر از زیباییهای دنیای مادی و لذایذ آن سخن میگوید و به جستجوی خوشی و سرمستی در زندگی دعوت میکند.