غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان
چه خوش کوئیست کوی می فروشان
چه خوش آهی است آه دردمندی
چه خوشوقتی است وقت کهنه پوشان
چه خوشحالی است حال بینوایان
چه خوش دردی است درد دُرد نوشان
شراب وحدت از جام محبت
به روی یار کردم دوش نوشان
حریف مجلس رندان عشقم
که باشد آب حیوان در سبوشان
چه خوش ساقی و خوش میخانه دارم
ز سر مستی همه خمهاش جوشان
چه خوش شعری است شعر نعمت الله
چه خوش قولی است گفتار خموشان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف لذتها و زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر به خوش ذوقی و زیبایی اجزای مختلف زندگی اشاره میکند؛ از باده نوشی و محفلهای میفروشان گرفته تا درد و رنج افراد نیازمند و خاطرات قدیمی. او از شراب محبت و دوستی سخن میگوید و خوشحالی را در بینوایان و حال رندان عشق مییابد. همچنین، شاعر به زیبایی ساقی و میخانهدار و شعرهای لذتبخش اشاره میکند و در نهایت به نیکی گفتار خموشها اشاره میکند. بهطور کلی، این شعر جشنوارهای از احساسات خوب و زیباییهای زندگی است.