غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
جام می عشق تو نوشم به جان
دُردی دردت نفروشم به جان
از سر کویت نروم بعد از این
در ره عشق تو بکوشم به جان
نالهٔ دلسوز من از حالتی است
گوش کن ای یار خروشم به جان
جان جهانی و دلم برده ای
گوی مگو هیچ خموشم به جان
سید خود خوانیم ای جان من
بندهام و حلقه به گوشم به جان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر اعلام میکند که هرگز از مسیر عشق او دور نخواهد شد و در این راه تلاش خواهد کرد. نالههای دلسوزش نشاندهنده درد و رنج عشق اوست. او همچنین اشاراتی به مقام و منزلت محبوب و احساس بندگی خود دارد و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند او را از محبت محبوبش جدا کند.