غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
وقت سرمستی است مخموری بمان
نیک نزدیکی مرو دوری بمان
آشنائی ترک بیگانه بگو
در وصالی هجر و مهجوری بمان
غرهٔ علم و عمل چندین مباش
بگذر از هستی و مغروری بمان
صحبت رندان غنیمت می شمر
قصهٔ رضوان مگو حوری بمان
نور چشم عالمی پیدا شده
روشنش می بین و مستوری بمان
غیرت ار داری ز غیرش در گذر
غیر او ناریست یا نوری بمان
از انا بگذر به حق می گو که حق
نعمت الله باش منصوری بمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضمون سرمستی و عشق اشاره دارد و به مخاطب میگوید که در حالت مستی و عشق باقی بماند. به نظر میرسد شاعر بر اهمیت نزدیکی و وصال تأکید میکند و هشدار میدهد که از غرور و تفاخر پرهیز کند. او همچنین به لزوم قدر دانستن دوستیها و لذت بردن از صحبت با رندان اشاره میکند. در نهایت، شاعر به جستجو در معنا و حقیقت دعوت میکند و پیشنهاد میدهد تا از خودپرستی و تعلقات دنیوی بگذرد و به حقیقت و نعمتهای الهی توجه کند.