غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا در چشم مست ما نظر کن
ببین منظور و ناظر را نظر کن
درین دریای بی پایان قدم نه
به عین ما درین دریا نظر کن
هزاران آینه گر رو نماید
در آن یکتای بی همتا نظر کن
نظر کن ناظر و منظور بنگر
دمی در دیدهٔ بینا نظر کن
همه اشیا به ما او را نماید
نظر کن در همه اشیا نظر کن
به نور روی او او را توان دید
توان دید آنچنان جانا نظر کن
کتاب نعمت الله خوش بخوانش
مسما در همه اسما نظر کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ما دعوت میکند تا به چشم مست او نظر کنیم و رازهای ناظر و منظور را درک کنیم. او از ما میخواهد که در دریای بیپایان عشق قدم بگذاریم و به یکتایی معشوق توجه کنیم. همچنین، تاکید میکند که با دیدن همه چیز، میتوان به حقیقت وجودی او پی برد. نور روی معشوق، نمایانگر امکان دیدن اوست و شاعر به خواندن کتاب نعمت الله اشاره میکند تا به عمق معانی موجود در آن توجه کنیم.