نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای دل ز جهان ، جهان گذر کن

در عالم عاشقی سفر کن

از خلوت صومعه برون آی

در گوشهٔ میکده مقر کن

در بحر محیط حال حل شو

دامن چو صدف پر از گهر کن

مستانه در آی درخرابات

یاران حریف را خبر کن

از خانقه وجود و صورت

جز معنی عشق او به در کن

بگذر ز حدیث دی و فردا

امروز صفات خود دگر کن

خواهی که خدای را ببینی

در چهرهٔ سیدم نظر کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت از دل برای ترک دنیای مادی و ورود به دنیای عشق و تصوف اشاره دارد. شاعر از دل می‌خواهد که از تنهایی صومعه خارج شده و به میکده برود. او توصیه می‌کند که در دریای حال فرو رود و به جای ظاهر، به معنای عشق توجه کند. همچنین، از فراموش کردن داستان‌های گذشته و آینده می‌گوید و به فرد پیشنهاد می‌کند که اگر می‌خواهد خداوند را ببیند، به چهره ولی و معشوق خود نگاه کند. در مجموع، شعر در پی تشویق به تجربه و احساسات واقعی عشق و نزدیکی به خداوند است.