غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خانهٔ دل ز غیر خالی کن
ترک این خلوت خیالی کن
از علی ولی ولایت جو
هم ولایت فدای والی کن
بندهٔ خادم علی می باش
فخر بر جملهٔ موالی کن
باش مولی حضرت مولی
منصب خویش نیک عالی کن
در حرم گر تو را نباشد راه
مسکن خود در آن حوالی کن
جام گیتی نما به دست آور
نظری کن در او و حالی کن
باطنا با جلال خوش می باش
ظاهر خویش را جمالی کن
آفتاب از چه ماه می طلبی
بر در سیدم هلالی کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به ترک دنیا و موهومات دارد و به جای آن تأکید میکند که باید به ولایت علی (ع) توجه کرد. شاعر میگوید که بندگی و خدمت به علی افتخار بزرگی است و باید به مقام و منصب او ارج نهاد. همچنین دوست دارد که در نزدیک حرم امام (ع) زندگی کند و در جستجوی معارف و حقیقت هستی باشد. در نهایت، به زیبایی باطنی و ظاهری اشاره میکند و خواهان توجه به نور و ولایت در زندگی است.