نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن

مستانه در آن کوچهٔ میخانه گذر کن

هشیار صفت بر سر کویش مرو ای دل

رندانه مجرد شو و مستانه گذر کن

با صورت جان مهر معانی نتوان یافت

چون سایه شو و بر در آن خانه گذر کن

جان ساز تو پروانهٔ آن شمع جمالش

مستانه بر آن شمع چو پروانه گذر کن

چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شو

بی منت کاشانه ز کاشانه گذر کن

ریش دل ما مرهم و افسون بپذیرد

ای ناصح ازین گفتن افسانه گذر کن

سید تو اگر طالب دردانهٔ عشقی

دریا شو و از قطرهٔ دردانه گذر کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر دل را به عبور از در خانه محبوب دعوت می‌کند و از او می‌خواهد که با شوق و سرمستی از کوچه‌ای که به میکده می‌رسد عبور کند. او تأکید می‌کند که نباید هشیار و محتاط باشد و باید با طراوت و سرمستی به سمت محبوب برود. شاعر به زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که ارزش معانی و عشق را نمی‌توان تنها در ظواهر دید. در نهایت، از ناصح می‌خواهد که از نصیحت‌های بی‌محتوا بگذرد و اگر کسی خواهان عشق حقیقی است، باید به عمیق‌ترین و اصیل‌ترین تجربیات عشق نزدیک شود.