غزل شمارهٔ ۱۲۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نور او در جمله اشیاء ظاهر است
ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است
روشن است آئینهٔ عالم تمام
در همه اسما مسما ظاهر است
نور روی اوست ما را در نظر
نور آن منظور زیبا ظاهر است
باطن است از چشم نابینا ولی
ظاهراً بر چشم بینا ظاهر است
در خیال دی و فردا مانده ای
از همه فرد آ که فردا ظاهر است
ما ز دریائیم و دریا عین ما
عین ما در عین دریا ظاهر است
نعمتالله باطن و ظاهر بود
باطنش پنهان و پیدا ظاهر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی به ارتباط بین نور و ظاهر و باطن اشیاء اشاره دارد. نور خداوند در همه چیز مشهود است و نمایانگر زیبایی و حقیقت است. برای چشم بینا، نور و حقیقت در اشیاء قابل مشاهده است، اما برای نابینا قابل درک نیست. همچنین، شاعر به این نکته میپردازد که ما آینهای از دریا هستیم و دریا در وجود ما نهفته است. نعمت الله هم هم باطن و هم ظاهر دارد؛ باطنش نهان و ظاهرش در دسترس است. به طور کلی، شعر به تداخل بین ظاهر و باطن و حقیقت و زیبایی میپردازد.