غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در صحبت ما همه صفاین
ما را همه ذوق از خداین
تا روز صفا و ذوق مستی است
کامشب یاران حریف ماین
رندان مستند و لاابالی
مستانه سرود می سراین
در عالم معنی عین عشقیم
هر چند که صورتاً جداین
با دُردی درد عشق صافیم
رندان همه ایمن از دواین
مطرب سخنم چو خوش سراید
در پاش سران همه سراین
گوئی عشقش بلای جان است
می کش دایم که خوش بلاین
مستیم و خراب در خرابات
رندی که میش اوی کجاین
شاهان جهان به دولت عشق
در مجلس سیدم گداین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حال و هوای دوستان و رفقا در کنار هم و سرشار از عشق و شادی است. شاعر به توصیف صفا و شوقی میپردازد که در جمع آنان وجود دارد. حالتی از مستی و عشق در بین رندان حاکم است و آنان به سرود و نغمهخوانی مشغولند. در عالم معنوی، آنها عشق را محوری برای ارتباط خود میدانند، هرچند که از نظر ظاهری ممکن است جدا از هم به نظر برسند. رندان از درد عشق آگاهاند و به خوشی و شادی میپردازند، در حالی که زیبایی عشق را همچون بلایی خوشایند توصیف میکنند. شاعر همچنین به مقام و قدرت عشق اشاره میکند که در مجالس ولینوازان و بزرگان جهان نمود دارد.