غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن
بشنو نصیحتی و نصیحت رها مکن
رندی که از کرم به تو جام شراب داد
شکرش بگو به صدق و کریمت رها مکن
گفتی که می روم به سوی کوی می فروش
این نیتی خوش است عزیمت رها مکن
دُر یتیم اگر به کف آری نگاهدار
خوش گوهریست دُر یتیمت رها مکن
یار قدیم خویش نگه دار جاودان
با او بساز و یار قدیمت رها مکن
بنده ندیم حضرت سلطان عالمست
ای شاه روزگار ندیمت رها مکن
دریاب نعمت الله و با او دمی برآر
خوش نعمت خوشیست نعیمت رها مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت بهرهبرداری از فرصتها و نعمتها اشاره دارد. شاعر advises میکند که از هدیهها و محبتهای دیگران غافل نشویم و با صداقت و قدردانی به آنها پاسخ دهیم. همچنین بر لزوم نگهداری رابطهها، بهویژه با دوستان قدیمی و کسانی که در زندگیمان نقش مثبتی دارند تأکید میکند. در نهایت، شاعر به یادگیری از نعمات الهی و ارزشمند شمردن آنها دعوت میکند و تأکید میکند که نباید این نعمتها را از دست بدهیم.