نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در محبت جان اگر بازی خوش است

گر کنی بازی چنین بازی خوش است

یار کرمانی اگر چه خوش بود

دلبر سر‌مست شیرازی خوش است

رند سرمستیم و با ساقی حریف

با حریف خویش دمسازی خوش است

چند گردی تو به خود گرد جهان

یک دمی با خویش‌ پردازی خوش است

ساز ما ار ذوق خوشتر می‌ دهد

ساز ما را گر تو بنوازی خوش است

عشق چون سلطان به تخت دل نشست

خانه را با عشق پردازی خوش است

سیم قلب تو ندارد رونقی

سیم قلب خویش بگدازی خوش است

در طریق عاشقی چون عاشقان

هر چه داری جمله دربازی خوش است

یک دمی با سید رندان بساز

تا بدانی ذوق دمسازی خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی موضوع عشق و محبتی می‌پردازد که با نشاط و شادی همراه است. او تاکید می‌کند که اگر عشق به درستی و با خلوص تجربه شود، زندگی به شکلی زیبا و خوش خواهد بود. این عشق به شکل‌های مختلفی مانند دوست داشتن یار، همراهی با رندان و داشتن لحظاتی با خود و طبیعت تجربه می‌شود. شاعر همچنین به سرمستی و رفاقت در عشق اشاره کرده و می‌گوید که در این مسیر، هر چه داریم باید به همین عشق و محبت تقدیم کنیم تا از زیبایی آن بهره‌مند شویم. در نهایت، شاعر دعوت می‌کند تا با رندان و عاشقان هم‌نشینی کنیم تا از ذوق و شوق عشق بیشتر آشنا شویم.