نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در کوی خرابات کسی را که مقام است

در دنیی و در آخرتش جاه تمام است

ما توبه شکستیم و در این قول درستیم

با ساغر می عهد که بستیم مدام است

زان مجلس ما بزم ملوکانهٔ عشق است

ساقی قدیم است و شرابی به قوام است

می‌نوش که در مذهب ما پاک و حلال است

کاین می نه شرابیست که گویند حرام است

گنجینهٔ ما مخزن اسرار الهی است

هر گنج در این کنج که یابی به نظام است

در دور بگردید و نمائید به یاران

رندی که بُود چون من سر مست کدام است

بشنو سخن سید رندان خرابات

کامروز در این دور خداوند کلام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف حال و مقام عاشقان و رندان در خرافات می‌پردازد. شاعر بر این باور است که در دنیا و آخرت، کسانی که به عشق و می‌پرستی مشغول‌اند، دارای مقام و جاه و منزلت خاصی هستند. او از توبه شکستگان صحبت می‌کند که با می و محبت پیوند خورده‌اند. این محفل، بزم عشق و شور و شوق است و شراب آن حلال و پاک شمرده می‌شود، برخلاف تصورات رایج. شاعر دعوت می‌کند تا از این مجالس غافل نشوید و از درس‌های الهی که در دل این مکان‌ها نهفته است، بهره‌مند شوید. در نهایت، او خود را به عنوان یک رند و سرمست معرفی می‌کند که در این دور، بیان‌گر سخنان عمیق و الهی است.