نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جان ما زنده دل از آب حیات عشق است

صورت و معنی ما ذات و صفات عشق است

آفتابی است که در دور قمر تابان است

نزد ما جوشش دریا حرکات عشق است

عشق را جا و جهت نیست ولیکن به ظهور

شش جهت می‌نگرم جمله جهات عشق است

از کرم عشق وجودی به عدم می ‌بخشد

هر چه موجود بُود از برکات عشق است

دارم از عشق براتی ز دو عالم لیکن

بنده آزاد بود چون به برات عشق است

ظاهر و باطن او عاشق و معشوق منند

حسن و احسان همگی از حسنات عشق است

گوش کن گفتهٔ مستانهٔ سید بشنو

که سخنهای خوشش از کلمات عشق است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تأثیر آن بر زندگی و وجود انسان صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق منبع حیات و معناست و همه چیز از آن نشأت می‌گیرد. او عشق را به مانند آفتابی می‌داند که در دور قمر می‌تابد و تأکید می‌کند که عشق محدود به مکان و زمان نیست. شاعر همچنین به اثرات مثبت عشق بر وجود انسان و آزادی که از آن حاصل می‌شود اشاره می‌کند و می‌گوید که تمام زیبایی‌ها و نیکویی‌ها از عشق ناشی می‌شوند. در پایان، او از شنیدن سخنان عاشقانه و خردمندانه در مورد عشق دعوت می‌کند.