غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو
محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو
رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا
هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو
دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود
والله که نخواهم داشت غیر تو به جای تو
گر دست مرا گیری من دامن تو گیرم
پائی ز تو گر یابم آیم به سرای تو
گویند که این و آن باشند برای ما
نی نی که غلط کردند هستند برای تو
جز نقش خیال تو در چشم نمی آید
هر نور که می یابم بینم به لقای تو
در دار فنا سید از عشق تو گر جان داد
جانش ز خدا جوید پیوسته بقای تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و علاقه عمیق به محبوبی است که برای شاعر بسیار ارزشمند و مهم است. شاعر بیان میکند که حتی شاهان جهان هم در مقابل محبوب او مانند گدایی هستند و وجود او برایش مهمتر از جان است. رندان و زهاد نیز هر یک به نوعی به دنبال عشق و محبت او هستند. شاعر تأکید میکند که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین محبوبش شود و همه چیز در جهان تنها بر اساس عشق او معنا پیدا میکند. در نهایت، شاعر میگوید که حاضر است جانش را از عشق او فدای کند و پیوسته به دنبال بقای اوست.