غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خوش درآ در بحر ما ما را بجو
آبرو جوئی درین دریا بجو
قطره و موج و حباب و بحر و جو
هر چه می خواهی بیا ازما بجو
قاب قوسین از میانه طرح کن
مخزن اسرار او ادنی بجو
در خرابات فنا افتاده ایم
جای ما جوئی بیا این جا بجو
از بلا چون کار ما بالا گرفت
منصب عالی از آن بالا بجو
غیر او نقش خیالی بیش نیست
بگذر از نقش خیال او را بجو
سید ما را ز یاسین می طلب
صورتش از معنی طه بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جستجوی حقایق و معانی عمیق در زندگی صحبت میکند. او دعوت میکند که به دریا (دریای عرفان و حقیقت) وارد شویم و آبرو و حقیقت را در آن جستجو کنیم. اشاره دارد به عناصر مختلفی چون قطره، موج و حباب که نماد ظواهر و در عین حال باطنهایی را میسازند. همچنین از «قاب قوسین» و «مخزن اسرار» سخن میگوید که نماد نزدیکی به حقیقت و علم الهی است. شاعر به حالتی از فنا در دنیا اشاره میکند و از دیگران میخواهد که در این مکان به جستجو بپردازند. در نهایت، او تأکید میکند که جز خدا چیزی حقیقت ندارد و باید از ظواهر بگذریم و به معانی عمیقتر بپردازیم.