غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بگذر از قطره برو دریا بجو
عین ما جوئی به عین ما بجو
دیدهٔ ما جز جمال او ندید
نور او در دیدهٔ بینا بجو
بی سر و پا گرد میخانه بر آ
در چنان جای خوشی ما را بجو
هر چه بینی هر که آید در نظر
حضرت یکتای بی همتا بجو
عشق را جای معین هست نیست
جای آن بی جای ما هر جا بجو
مجلس عشقست و این مأوای ماست
ترک مأوا کرده ای ما را بجو
مظهری بی نعمت الله کی بود
نعمت الله در همه اشیا بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به جستجوی حقیقت و عشق الهی میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که از ظواهر دنیوی و چیزهای سطحی عبور کند و به عمق وجود و حقیقت بپردازد. او تأکید میکند که عشق و جمال الهی را در هر کجا که بروید باید جستجو کنید و هیچجا محدودیتی برای یافتن آن وجود ندارد. همچنین اشاره میشود که خود عشق یک مکان خاص ندارد و باید در هر مکانی آن را جستجو کرد. در نهایت، شاعر به زیباییهای وجود خداوند و نعمتهای او اشاره میکند و دعوت به درک عمیقتر از این نعمتها میکند.