غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در خرابات مغان ما را بجو
رند سرمستی خوشی آنجا بجو
همچو قطره چند گردی در هوا
خوش روان شو سوی ما دریا بجو
هر دو عالم را به این و آن گذار
حضرت یکتای بی همتا بجو
خوش در آ در بحر بی پایان ما
تشنهٔ آب حیات از ما بجو
هر کجا کنجیست گنجی درویست
گنج او در جملهٔ اشیا بجو
گرد جو گردی برای آبرو
حاصل از دریا و جو ما را بجو
نعمت الله جو که تا یابی مراد
شارح اسما طلب اسما بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به جستجوی حقیقت و معرفت در دنیای مادی و دنیای معنوی دعوت میکند. او از رندانی که در خرابات مغان هستند میخواهد تا خوشی و سرمستی را در آنجا جستجو کنند. شاعر انسان را به مانند قطرهای در هوا معرفی میکند که باید خود را به دریا برساند و از آب حیات بهرهمند شود. او به جستجوی گنجهای معنوی در هر گوشه و کناری اشاره میکند و تأکید میکند که گنج واقعی در درون چیزها نهفته است. در نهایت، او به نعمتهای الهی دعوت میکند و خواهان درک عمیقتر از اسماء و صفات الهی است.