نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

معنی اسم اعظم از ما جو

صورت ما ببین و او را جو

سر دریا ز موج می جویش

عین آن موج هم ز دریا جو

قدمی نه در آ در این دریا

ما به دست آر و ماهم از ما جو

لذت دُرد درد اگر جوئی

از دل دردمند شیدا جو

حسن لیلی به چشم مجنون بین

قصهٔ یوسف از زلیخا جو

میل آب حیات اگر داری

ساغر می بگیر و او را جو

هر کجا مجلس خوشی یابی

نعمت الله را در آنجا جو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به طلب جویای معنا و حقیقت الهی اشاره دارد. شاعر از جستجوی خداوند و حقیقت او صحبت می‌کند و به افراد توصیه می‌کند که به جای ظواهر، به باطن و عمق مسائل توجه کنند. در این شعر، مفاهیم عشق و درد نیز مطرح می‌شود؛ شاعر به دنبال لذتی است که از درد و رنج ناشی می‌شود و به زیبایی‌های عشق، همچون حسن لیلی و قصه‌ی یوسف و زلیخا اشاره می‌کند. در نهایت، او به جستجوی نعمت‌های الهی در مجالس خوشی دعوت می‌کند.