غزل شمارهٔ ۱۳۲۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گوهر دُر یتیم از ما بجو
آنچنان گوهر در این دریا بجو
در وجود خویشتن سیری بکن
حضرت یکتای بی همتا بجو
دست بگشا دامن خود را بگیر
هر چه می خواهی ز خود جانا بجو
در دل ما نقد گنج او طلب
از چنین گنجی بیا آن را بجو
عاشق و معشوق ما هر دو یکیست
صورت و معنی آن یکتا بجو
گر بهشت جاودان خواهی بیا
خلوت میخانهٔ ما را بجو
شرح اسما عارفانه خوش بخوان
یک مسمی در همه اسما بجو
در خرابات مغان مست و خراب
رو قدم نه کام دل آنجا بجو
نور او در دیدهٔ بینا ببین
نعمت الله در همه اشیا بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی حقیقت و وجود الهی اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که به درون خویش نگاهی بیندازد و گوهر وجودی خود را پیدا کند. او تأکید میکند که عشق و معشوق یکی هستند و باید به دنبال وحدت و درک عمیقتری از حقیقت باشیم. شاعر همچنین به خلوت میخانه به عنوان مکانی برای یافتن خوشی و آرامش اشاره میکند و در نهایت به نور و نعمت الهی در جهان اشاره میکند. به طور کلی، پیام شعر دعوت به درک عمیقتر و یافتن حقیقت در وجود خود و جهان است.