غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ذوق سرمستان ز مخموران مجو
حال مستی جز که از مستان مجو
در خرابات مغان رندانه رو
مجلسی جز مجلس رندان مجو
خوش درآ در بحر بی پایان ما
غیر ما در بحر بی پایان مجو
جان و دل ایثار جانان کن چو ما
جز وصال حضرت جانان مجو
گنج او در کنج دل می جو مدام
غیر گنجش در دل ویران مجو
از خدا دائم خدا را می طلب
گر محبی جنت و حوران مجو
بر سر دار فنا با ما نشین
مثل سید میر سرمستان مجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق تجربههای انسانی و جستجوی عشق الهی میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که به دنبال لذتهای سطحی و ظاهری نباشد و به این نکته توجه کند که تنها در محبت واقعی و وصال محبوب میتواند خوشی را بیابد. او تأکید میکند که در جمع رندان و مستان، محبت و وصال اصلی را جستجو کند و از دنیا و آنچه در آن است به معنی عمیقتر آن نگاه کند. در نهایت، شاعر به اهمیت ارتباط با خدا و دیدن حقیقتهای عمیقتر زندگی اشاره میکند و دعوت به نزدیکی به این معانی مینماید.