غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آبرو جوئی بیا از ما بجو
دل به دریا ده بیا دریا بجو
دو جهان بگذار تا یکتا شوی
آنگهی یکتای بی همتا بجو
رند مستی گر همی خواهی بیا
در خرابات مغان ما را بجو
دیده بگشا نور چشم ما نگر
عین ما در دیدهٔ بینا بجو
ما به دست زلف او دادیم دل
در سر ما مایهٔ سودا بجو
در عدم ما را حضوری بس خوش است
گر حضوری بایدت آنجا بجو
هر چه می بینی از او دارد نصیب
نعمت الله از همه اشیا بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به جستجوی عشق و حقیقت در زندگی است. شاعر میگوید برای پیدا کردن آبرو و دلیابی، باید از دنیای مادی دست بکشید و به عمق وجود خودتان نزدیک شوید. او به مستی و سرمستی اشاره میکند و توصیه میکند که در مکانهای معنوی و عرفانی مانند خرابات مغان به جستجوی خود بپردازید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هر چیزی که در دنیا میبینید، از نعمتهای خداوند است و باید به دنبال آن باشید.