غزل شمارهٔ ۱۳۲۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
درد اگر داری دوا از خود بجو
هر چه می جوئی چو ما از خود بجو
تشنه گردی سو به سو جویای آب
غرق آبی آب را از خود بجو
رو فنا شو تا بقا یابی ز خود
چون شدی فانی بقا از خود بجو
از خودی تا چند گوئی با خودآ
خود رها کن رو خدا از خود بجو
گنج در کنج دل ویران ماست
گنج اگرخواهی در آ از خود بجو
صورت و معنی و جام و می توئی
حاصل هر دو سرا از خود بجو
نعمت اللهی و نامت زید و بکر
نعمت الله را بیا از خود بجو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما یادآوری میکند که برای رفع درد و مشکلات، خودمان باید به درون خود مراجعه کنیم. هر چیزی که در جستجوی آن هستیم، در واقع باید آن را در خود بیابیم. اگر تشنه هستیم، نباید در جستجوی آب به دور برویم، بلکه باید آن را درون خود کشف کنیم. با فنا شدن در خود، به بقای واقعی دست پیدا میکنیم. در نهایت، تمام نعمتها و معانی درون ما نهفتهاند و برای دستیابی به آنها باید خود را رها کنیم و به خداوند نزدیک شویم. در این مسیر، گنج در دل ویران ماست و برای یافتن آن باید به خود مراجعه کنیم.