غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بقا در عشق اگر خواهی فنا شو
حیات از وصل اگر جوئی چو ما شو
مشو خودبین و خود را نیک دریاب
بدان خود را و دانای خدا شو
اناالحق زن چو منصور از سر عشق
بر آ بر دار و در دارالبقا شو
صدف دریاب و گوهر را طلب کن
در آ در بحر و با ما آشنا شو
به سوی گلشن جانان گذر کن
بسان بلبل جان خوش نوا شو
فابقوا بالبقاء قرب ربی
فافنوا از وجود خود فنا شو
چو سید بندهٔ این شاه می باش
به باطن خواجه و ظاهر گدا شو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان فلسفه عشق و فناپردازی میپردازد. شاعر میگوید برای بقا در عشق، باید خود را فانی کردی و برای رسیدن به حیات حقیقی باید همچون عشقورزانی که به وصال محبوب میرسند، باشی. او به خودبینی هشدار میدهد و تاکید میکند که باید خود را بشناسی و به دانایی خداوند پی ببری. همچنین به جستجوی حقیقت و گوهر وجودی اشاره دارد و دعوت به ارتباط با عالم عشق و زیبایی میکند. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که در مسیر عشق، مانند بندهای در خدمت معشوق باشد و خود را فنا کند تا به بقا و قرب الهی دست یابد.