غزل شمارهٔ ۱۳۴۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قول ما حق است از حق می شنو
نه مقید بلکه مطلق می شنو
از زبان هر چه آن دارد وجود
گوش کن سرّ انا الحق می شنو
عاشق و معشوق مشتق شد ز عشق
راز این مصدر ز مشتق می شنو
یک زمان با ما درین دریا درآ
حال بحر ما ز زورق می شنو
مجلس رندان ما با رونق است
قصهٔ مستان به رونق می شنو
ما و حق گر عقل گوید گو بگو
من نگویم قول احمق می شنو
گفتهٔ مستانهٔ سید بخوان
از همه اشیا تو صدّق می شنو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حقایق عرفانی و معنوی میپردازد. شاعر توصیه میکند که برای درک عمیق حقایق، باید از سخنان حق و متعالی شنید، نه از برداشتهای محدود عقل. عشق به عنوان منبع و اصل وجود، مهمترین موضوع است و در این فرآیند، عشق و معشوق از یکدیگر نشأت میگیرند. همچنین به توصیف ارتباط با حقیقت و حقایق عرفانی پرداخته شده و بر اهمیت گوش دادن به سخنان عارفان و مستان تأکید میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که گفتههای مستانه و عارفانه باید مورد توجه قرار گیرد تا به صدق و حقیقت نزدیک شویم.