غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گوش کن تا بشنوی اسرار او
چشم بگشا و ببین انوار او
روشن است از نور رویش چشم ما
لاجرم بیند به او دیدار او
هر زمان او را بود کاری دگر
کار خود بگذار و بنگر کار او
ما خراباتی و رند و عاشقیم
اوفتاده بر در خمار او
غیر او در آتش غیرت بسوخت
کی بود با یار غار اغیار او
صورت و معنی به همدیگر نگر
هم موثر بین و هم آثار او
نعمت الله بر سر دار فنا
خوش برآید تا بود سردار او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به فراخوانی به شنیدن و دیدن اسرار و نشانههای الهی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به نور و روی خدایان توجه کند و درک کند که این نور، بینایی و فهم ما را روشن میکند. او تأکید میکند که هر لحظه خداوند کار جدیدی انجام میدهد و ما باید از مشغولیات خود بگذریم و به کارهای او نگاه کنیم. شاعر خود را عاشق و رند توصیف کرده و از جذبه و عشق به خداوند سخن میگوید. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که در غیر او همه چیز در آتش غیرت خواهد سوخت و تنها در نگاهی به باری تعالی میتوان نیکویی و نعمت را دید.