نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۴۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عالم منور است به نور جمال او

داریم ما کمال ولی از کمال او

نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود

در خواب دیده ایم از آن رو خیال او

آب حیات ماست که نوشند تشنگان

سرچشمهٔ خوشی بود آب زلال او

رندیم و لاابالی و نوشیم می مدام

نه بادهٔ حرام شراب حلال او

هر زنده ای که جان عزیزش ازو بود

جاوید باشد او و نباشد زوال او

مستی که اصل او بُود از کوی می فروش

جاوید باشد او و نباشد زوال او

سید یکیست در دو جهان مثل او کجاست

هرگز ندیده دیدهٔ مردم مثال او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و کمال الهی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که نور جمال خداوند بر عالم تابیده و کمال او بی‌نهایت است. او به نقش خیال و تصویر خدا در خواب‌ها اشاره دارد و آن را آب حیات می‌نامد که روح تشنگان را سیراب می‌کند. همچنین، شاعر به حالاتی چون رندی و نوشیدن شراب اشاره می‌کند که با وجود لاابالی بودن، حلال و از خواص الهی است. در نهایت، او معتقد است که هر موجودی که به خدا وابسته است، جاوید و پایدار خواهد ماند. شاعر همچنین به یکتایی و بی‌نظیری یک سید در جهان اشاره می‌کند که هیچ کس مانند او را ندیده است.